مهربانترین
سفارش تبلیغ
مسابقه صبح رسانه
مسابقه صبح رسانه

سلام برتو اگر نمی آمدی من باز در فکر خوب وبد بودن مردمم داستان‌ها برای خود می نوشتم. اگر تو نمی آمدی من به فکر انسانیت ومظلومیت فراموش شده بودم. اگر تو نمی آمدی به تدبیر ستاد بحران، جمع خردمندان وخواب ماندن نیت های درست می اندیشیدم. اگر تو نمی آمدی من به معلم ناراحتی که در پی تمام کردن کتاب تا پایان سال بدون تن سالم می اندیشیدفکر می کردم.. اگر تو نمی آمدی به دلالان وسود جویان تلنگر دیگر باید می زدم... اگر تو نمی آمدی به دنیایی سیاست شک می کردم.. 



تاریخ : دوشنبه 98/12/5 | 5:42 عصر | نویسنده : آفتاب شرق | نظر

ای هشت سالگی سلام...... ای لحظه لحظه انتظار سلام..... بعد از تو هر چه بر زمان من رفت پر بود از پنجر های باز رو به دیوار.... هر چه بود فرو ریخت از زیادی مهر... بعد از تو یادگاری ها در صندوقچه ماندن تا ابدیت زمان.... بعد از تو من برای عشق قضاوت نامه نوشتم وبرای سهم خود از دنیا طومارها...... 8 سالگی روزت مبارک 



تاریخ : پنج شنبه 98/7/4 | 11:46 صبح | نویسنده : آفتاب شرق | نظر

وطنم بنگر به من که هر کجا که هستم باز هم در زیر آسمان عشق تو زیسته ام... وطنم اگر در کشاکش ایام حال مرا بپرسی من از درون قصه ها وغصه های دختری آمده ام که تنها وامدار حکایت  عشق شاه وگدا ست... وطنم رفتنم به اختیار نیست آمدنم در دستان توست.. مرا در آغوش گیر 



تاریخ : چهارشنبه 98/6/20 | 2:4 صبح | نویسنده : آفتاب شرق | نظر

سادات شدیم وشرمنده مولا............................................ از کودکی هر گاه هم نفس بزرگان قوم میشدم زمزمه احترام وعزت سادات در گوشم نجوا می شد............................. می دانستم با آمدن آقا جان به احترام سید، سرور وعزیز بودنش بیشتر قدها بلند می شود.................................... می دانستم با آمدن عید غدیر بیشتر خانه ود لمان نو می شود به عطر سبزی لباس مادر............................................. . می دانستم شیعه انتهایی عشق مولاست...... حال بعد از سالها خود را شرمنده سادات میدانم که شیعه را در غربت فکر واندیشه ام نگه داشته ام نه کتابی به عشق مولا نوشته نه شعری در وصف سادات گفته نه قدمی برای شیعه برداشته.... شرمنده



تاریخ : دوشنبه 98/5/28 | 8:50 عصر | نویسنده : آفتاب شرق | نظر

سلام سالهاست به خداحافظی می اندیشیدم

 

به خداحافظی از هر آنچه انسانیت ما را زیر سوال می برد.زود رنجی دیدن تنها خود و.....

 

به خداحافظی از تمامی کلامهایی که کلام نیست تیغ است بر دل

 

به خداحافظی از نیت هایی که  شایدو شاید آخرش به رود بدل شود وغرق کندخودمان را

 

سالهاست به این خداحافظی می اندیشم وحال قدمهایم در راه این خداحافظی چه محکم شده است

 

 



تاریخ : پنج شنبه 98/3/23 | 10:18 صبح | نویسنده : آفتاب شرق | نظر


  • paper | مقالات تبیان ال آر | وب فـــایل زون
  • خرید آگهی رپرتاژ | خرید